از شیر و پوشک گیری
دوباره سلام. میتونستم این مطلب رو توی مطلب قبلی بنویسم. ولی چون از شیر گرفتن و پوشک گرفتن یه پروژه ی عظیمه، دلم نیومد توی یه مطلب تنها ننویسم. از شیرگیری: (شروع پروژه : از تاریخ 1392/03/18) اون دو هفته ای که نبودم، حدوداً از 18 خرداد ماه، تصمیم به از شیرگیری سپهر افتادم. گفتم حالا که بنا به دلایلی مرخصی گرفتم بهتره که از شیر بگیرمش تا هوا بیشتر از این گرم نشده و سپهر اذیت نشده.این بود که شروع کردم به این کار. الهی قربونش برم. قیافه اش یادم نمیره. نانای مامانی رو زردچوبه زدم و سپهر تا اومد با ولع نانا بخوره، از طعم خاص و بد نانای مامانی، چشماش گرد شد و گفت نه.... گفتم بیا بخور، گفت نه..... قربونش برم الهی، الهی مامان فدات ب...








